سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
[ و طلحه و زبیر بدو گفتند با تو بیعت مى‏کنیم به شرط آنکه ما را در خلافت شریک کنى ، فرمود : ] نه ، لیکن شما شریکید در نیرو بخشیدن و یارى از شما خواستن ، و دو یارید به هنگام ناتوانى و به سختى درماندن . [نهج البلاغه]

تو اون شام مهتاب داریوش

ارسال‌کننده : محمد در : 89/6/2 5:43 صبح

سلام دوستان

من عاشق این آهنگ داریوشم . حتما دانلود کنید :

تو اون شام مهتاب کنارم نشستی عجب شاخه گل وار به پایم شکستی

قلم زد نگاهت به نقش آفرینی که صورت گری را نبود این چنینی

پری زاد عشق و مهاسا کشیدی خدا را به شور تماشا کشیدی

تو دونسته بودی چه خوش باورم من

شکفتی و گفتی از عشق پرپرم من

تا گفتم کی هستی تو گفتی یه بی تاب    تا گفتم دلت کو تو گفتی که دریاب

قسم خوردی بر ماه که عاشق ترینی       تو یک جمع عاشق تو صادق ترینی

همون لحظه ابری رخ ماه و آشفت        به خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفت

گذشت روزگاری از اون لحظهء ناب

که معراج دل بود به درگاه مهتاب

در اون درگه عشق چه محتاج نشستم

تو هر شام مهتاب به یادت شکستم

تو از این شکستن خبر داری یانه

هنوز شور عشق و به سر داری یا نه

هنوزم اگه تو شبهات اگه ماه و داری

من اون ماه و دادم به تو یادگاری

دانلود




کلمات کلیدی :